...
گفتند موجی در راه است... موجی برای تغییر... مردم خسته شده اند ... این بار نمی خواهند عذاب وجدان 4 سال پیش گریبانشان را بگیرد... گفته بودند صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم...! می گفتند این موج آنقدر قوی و فراگیر است که حتی اگر تقلب هم شود باز هم غالب است! می گفتند تحریمی ها! دیگر بس است... به صحنه بیایید و به وضعیت موجود نه بگویید...
به صحنه امدیم
چه قدر خوش بود... چه آزادی بیانی... آیا اینجا ایران است؟ در خیابان مرگ بر دیکتاتور بگویی بدون هیچ عواقبی؟ آیا این جا ایران است؟ که این طور مردم به رئیس جمهور وقت و رئیس مجمع... و غیره متلک می گویند؟ خدایا پلیس و نیروی انتظامی هم مهربان شده...! دیگر مردم را متفرق نمی کند...! ایا اینان همان نیروهای دیروزی اند؟ که اکنون نظاره گر شور خیابانی ملت اند؟
سر هر 3راه و 4 راه و جلوی هرستاد پر است از آدمهایی که ایستادند که یا می رقصند ویا شعار میدند و آواز می خوانند...!
این جا ایران است ؟ همان ایران دیروزی؟
از هر طرف صدای بوق بوق وبلندگو های قوی با ترانه های ملی و سیاسی و صدای شعار هایی از این دست...
آخر هفته احمدی رفته... پرونده ها رو میزه هی میگه چیزه چیزه... هم خوشگله هم بوره شنبه رئیس جمهوره... موسوی حیا کن سیاست رو رها کن سبزی فروشی وا کن... احمدی حیا کن جمهوری رو رها کن... مرگ بر دیکتاتور... سیب زمینی که بد نیست موسوی حرف بلد نیست... زندانی سیاسی آزاد باید گردد... نصر من الله و فتح قریب ننگ/مرگ/وای بر این دولت مردم فریب... احمدی بای بای احمدی بای بای.... موسوی پرچم ایران مرا پس بگیر
همه باهم به پای صندوق ها رفتیم برای تغییر
کسانی که شناسنامه هایشان هم پاک بود آمده بودند فکر می کردند این بار فرق می کند... برای تغییر آمده بودند ...برای نه به شرایط کنونی... شناسنامه هایشان را به مهر آلودند...رای رابه صندوقی ریختند که که رویش نوشته شده بود "میزان رای ملت است"
2 ساعت از پایان رای گیری گذشته بود که گفتند 20 میلیون رای شمارش شده...!!! نمی دانم کی شمارش شده بود... تنها می دانستم که شمارش شده...!
گفتند لببیک...
گویی بر شهر خاک مرده ریخته بودند.... همه بهت زده بودند... تاثیر رای شان را دیده بودند...!
پلیس دیگر مهربان نبود... اجازه تجمع هم نمیداد... آیا این هما ایرانی است که تا چند روز پیش آزاد بودیم...!؟
این را که می نویسم دارم بی بی سی و... را نگاه می کنم ... تهران شلوغ است مرگ بر دیکتاتور.... موسوی رای مرا پس بگیر...
ایرانی می میرد ذلت نمی پذیرد... الله اکبر
پلیس هم میزد... با باتوم با مشت با لگد... دیگر مهربان نبود گاز اشک آور... جوانان بر زمیین کشیده می شدند...
ملت تا دیروز عزیز بود چون می خواست به پای صندوق برود...
من دیگر رای نمی دهم
دیگرحرمت شناسنامه ام را اینقدر پایین نمی اورم
دیگر رای نمی دهم... نمی خواهم در سرنوشتم شریک باشم... می خواهم اقلیت برایم تصمیم بگیرند...
زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن ارج نیابد مگر فرد بیعرضه و بیحاصل و
خوش طبع و زیرک دانسته نشود مگر فاجر، مورد اعتماد قرار نگیرد مگر خائن و
به خیانت نسبت داده نشود مگر فرد درستکار و امین در چنین روزگاری
بیتالمال را بهره شخصی خود گیرند و از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز
نام.(امیرالمومنین)
آقای احمدینژاد؛ تاکنون خدمت به شما بر ما فرض بود
زیرا گمان میبردیم شما سرباز نظام هستید و حمایت شما از جعل مدرک کردان،
بیتفاوتی شما نسبت به تغییر واژه ی خلیجفارس به واژه مجعول خلیجالعربی،
بذل و بخشش شما در حق السهم ایران در دریای خزر و ... را به پای معصوم
نبودن مومن میگذاشتیم.
لیکن در مناظره 13 خرداد هنگامی که شما برای منافع خود تمام ارکان نظام را زیر سوال بردید بسیار بر ما گران آمد.
شما
براساس سوگندنامه ریاست جمهوری میباید پاسدار ارزشهای نظام و انقلاب
باشید لیکن متاسفانه شما تمام شخصیتهای نظام را که مورد عنایت حضرت
امام(ره) و حمایت مقام معظم رهبری بودند مورد توهین قرار دادید.
به گونهای که انگار در کشور امامی نبوده و جنگی به وقوع نپیوسته است و کشور مورد تهدید ابر قدرتها قرار نگرفته.
آقای
احمدینژاد؛ رویکرد تبلیغاتی شما به گونهای است که حاضر هستید تمام
شخصیتهای نظام و انقلاب را قربانی طمع خود کرده و نامهای مقدسی چون
اسلام و امام (ره) را پلکان ترقی خود سازید.
لیکن آقای میرحسین موسوی
با سکوت در مقابل هتاکی شما عین گفتار حضرت رسول (ص)را تحقق بخشید (کسی که
زبانش را نگه دارد گویا به همه قرآن عمل کرده است).
ما اعضای ستاد
رضوان معتقدیم بعد از نظر حضرت ولی عصر(عج)،صحنه گردان رهبری است لذا به
عنوان کسانی که در اردوگاه احمدینژاد جایگاهی داشته، به تمامی وعدههای
وی پشت کرده و در حمایت ازمهندس سید میرحسین موسوی وحضرت آیت الله هاشمی
رفسنجانی و جمعی از امت حزب الله و بسیجیان مردمی به مهندس موسوی می
پیوندیم، و این بار نه شعارگونه که از اعماق قلب خود فریاد میزنیم "نصرمن
الله وفتح قریب".
به نام خدا
سلام
چند روزی می شود که وبلاگ روزنامه محل دعواهای سیاسی حامیان کاندیداها به ویژه آقای احمدی نژاد شده است. هنوز روزهایی را که همه ی اعضا متفق القول تصمیم به ضد احمدی نژادی کردن روزنامه داشتند فراموش نکردم. روزی که همه جز جناب آقای ربانی مخالف سیاست ها ی دولت بودند. آن روز با وجود اینکه از هر لحاظ امکانش را داشتیم تا روزنامه را پایگاه مخالفین دولت کنیم، دست به چنین کاری نزدیم. هم نظر همان تک حامی احمدی نژادی برایمان محترم بود هم کسانی که در جامعه ی کوچک دانشگاه سجاد دیدگاهی مخالف ما داشتند و طالب حقیقت بودند. پس اجازه دادیم تا هر کس در حد توانش از کانیدای خودش حمایت کند( البته فقط حمایت). اما انتظار نداشتیم فرصت بازگو کردن مطالب مجالی باشد برای توهین کردن به دیگران.
دست به هر ابزاری می زنیم تا هیجانات درونی خود را ابراز کنیم. از هیچ توهین و تهمت و بد اخلاقی روی گردان نیستیم. اگر آقای موسوی را مورد تمسخر قرار می دهید خوب است یادتان باشد که کاندیداهای دیگر هم به حد کفایت پتانسیل مسخره شدن را دارند ولی روش ما این نبود و نیست که به تخریب دیگران بپردازیم.
گذشت زمان "زنده باد"ها و "مرده باد" ها، دست کم امروز انتظار می رود که دانشجویان با روش های بهتری به حمایت از فرد مورد نظر خود بپردازند. کمی متین تر، کمی محترمانه تر، کمی معقول تر و کمی خردمندانه تر. مطمئنا تبعات منفی این جبهه گیری های شدید بیش از تبعات مثبت آن خواهد بود. وقتی طیف گسترده ای از حامیان کاندیدای من را افراد متعصب و غیر معقول و تند رو تشکیل دهند یقینا در انتخابم تجدید نظر خواهم کرد. زمان، زمان تفکر و تعقل و انتخاب آگاهانه است. گوش مردم پر است از شعارها و حرف های بی پایه و سند و مدرک. خوب است دست از توهین به یکدیگر برداریم و به فکر راه بهتری برای حمایت و یا عدم حمایت از هر یک از کاندیداها باشیم.
بنا به مطالبی که در سطور بالا گفته شد، پست هایی که حامل توهین یا تمسخر است خذف خواهد شد. امیدوارم دوستان به قدر کافی توجیه شده باشند و دست از بد اخلاقی ها و بی نزاکتی های انتخاباتی بردارند.

اوضاع بعضي از ستادا توپه
الان ستادا يه جوري كلوپه
كلوپاي «درو بيا ببنديم»
دور همي تا صب بگيم بخنديم
كلوپاي شبونه نهاني
واسه «بلوتوثاي» آنچناني
مركز تخريب رقيبا با زور
با ساختن «اس ام اساي» ناجور
مركز پخش شايعات نافرم
با سوء پيشينه و صد قبيل جرم
زدن به تيپ ديگري اساسي
با ساختن وصلههاي سياسي
ساختن پروندههاي دروغي
پخش اونا البته تو شلوغي
فحش دادن به اين و اون حسابي
ميل به بار آوردن خرابي
فقط ميخوان به زور يا به حيله
نابودي طرف به هر وسيله
الان تو بعضي از ستادا هر شب
دنبال اين سري چيزان مرتب
نه معرفت دارن نه با مرامن
تو بيمرامي همهشون به نامن
بعضياشون آبرومونو بردن
نون و به نرخ روزنامه خوردن
كلههاشون خاليه و شكم پر
هم «توبره» رو ميچاپن و هم «آخور»
مرغ و كباب و پيتزا و فسنجون
يه وخ به اين ميزنن و يه وخ اون
گاهي زيادي گاه كم ميزنن
هر جور شده وضع و به هم ميزنن
آب و گلآلود ميكنن تا گاهي
به چنگشون بيفته باز يه ماهي
فقط پي پولن و چاپيدنن
كور ببينن براش چا ميكنن
مثل اوني كه غيرت و فروخته
دل اينا براي ما نسوخته
اوضاع بعضي از ستادا اينه
پر شده از ريا و بغض و كينه
الهي اين ستادا نابود بشن
آتيش بگيرن همشون دود بشن

سید نوید ربانی جلالی
چرا نتیجه انتخابات نمادین را بی اعتبار می دانیم...؟
اینجانب ب.م که از طرف انجمن اسلامی به عنوان ناظر در پای صندوق اخذ رای حضور داشتم لازم دانستم تا در زمانیکه برگزارکنندگان انتخابات (بسیج و هیئت مذهبی) حضور نماینده ی انجمن در پای صندوق را ملاک سالم بودن برگزاری آن می دانند ، نقد خود را در این باره بیان کنم:
1- انتخابات توسط گروهی بی طرف برگزار نشده است.(جهت گیری فکری تشکل بسیج و هیئت مذهبی بر همگان آشکار است)
2- صندوق رای گیری ، صندوقی غیر شفاف بوده و هیچ گروهی به جز تشکل برگزار کننده در هنگام پلمپ صندوق حاضر نبوده. بدیهی است در خالی بودن صندوق جای بسی شک و تردید است.
3-برگه های اخذ رای فاقد هرگونه کد و سریال بوده است.
4- تعداد برگه های اخذ رای چاپ شده بر هیچکس به جز برگزارکنندگان آن روشن نیست! ... اکنون جای پرسش است که باقی مانده ی برگه های اخذ رای کجاست ؟ و چه تعداد برگه به صندوق ریخته شده است؟
5- در هنگام شمارش آرا هیچ نماینده ای به جز نمایندگان بسیج و هیئت مذهبی حضور نداشته است!
6-رای گیری در 3 روز متوالی برگزار شده است و در پایان هر روز به امور دانشجویی برده می شده به گونه ای که محل ریختن آرا باز بوده و تا روز بعد پلمپ نمی شده است.
7-تبلیغات برای برگزاری انتخابات به حدی کم بوده که بسیاری از دانشجویان حتی در پایان روز سوم برگزاری این نظرسنجی از آن بی اطلاع بودند. شمار کم شرکت کننده نسبت به تعداد کل دانشجویان خود گواهی بر این ادعاست. اگر هم فرض کنیم روند برگزاری ، سالم و به دور از هر گونه تخلف بوده باز هم نمی توان گفت نتیجه بدست آمده عمومیت دارد. در برداشتی دیگر اگر هم اطلاع رسانی را کامل و فراگیر بدانیم، شمار کم شرکت کنندگان بیان گر تصمیم اکثریت مردم به تحریم انتخابات 88 خواهد بود که این خود برگزاری انتخابات اصلی را زیر سوال می برد.
موارد بالا تنها بخشی از دلایل بی اعتبار و غیر سالم بودن انتخابات نمادین می باشد. روشن است که اگربه برد تمام رنگی تشکل برگزارکننده و حمایت بی چون و چرا از کاندید مورد نظرش بنگریم نباید انتظار داشته باشیم کاندیدای دیگری فاتح این نظرسنجی باشد!
در صد های روند اعلام شده هم جای بحث دارد! که چگونه درصد آرا اینقدر دقیق و بدون دهم و یا صدم اعشار است؟!
بدیهی است اگر غیر از احمدی نژاد هر کاندید دیگری هم از صندوق به عنوان فاتح بیرون می امد باز هم بنا به دلیل ناسالمی روند برگزاری ، نتیجه آرا فاقد هرگونه ارزش و اعتبار بود.
بغض وآه من آمد غوغاي سخن آمد
اميد امام آمد يار آن همام آمد
آِيينه دين آمد جان مسلمين آمد
شير پرشعور آمد آن يار صبور آمد
مهر مخلصين آمد شور مومنين آمد
چشمه ي زلال آمد بوي اعتدال آمد
افراط تنها شد هم بستر غم ها شد
سر ساليان آمد سوز ساغيان آمد
يار بي ريا آمد سيد خدا آمد
غمخوار ضعيف آمد آن مهر لطيف آمد
حكمت سخن پيدا اخلاص عمل بلا
ياري گر ايران است بالابرقرآن است
پرسش این هفته
سلامت انتخابات نمادین...
به دوستان خود بگویید!